" دیوانه"
همه گویند
مجنون چرا دیوانه شد
شاید این مجنون
در دهی نزدیک
یا زیر درختی سبز
پری ای عریان دید
یا که مجنونی مجنون تر
یا که شاید لب رودی
دیوانه شهر را دید
با خدا حرف می زد
شاید این مجنون
گذرش افتد به راه
بگوید من را
بوسه ام داد حوری
یا پری ای مست!!
می شود من هم دیوانه شوم روزی؟
من که خود مجنون ناشده دیوانه ام
گر که من مجنون شوم
پری ای دیوانه ام
آری
من دیوانه ام
من دیوانه ام
دیوانه ام....
امضا:"ساجد" کازرون -قائمیه
برچسب:
نویسنده: ساجد